gggg

 

گربه کوچک و نحیفی را دیدم که بسیار کثیف بود

در میان زباله ها به دنبال غذایی برای خود و فرزندان نوزادش بود

برای ذره ای ته مانده غذا هزاران التماس از چشمانش می بارید

از بدنش بوی تعفن می امد

از او پرسیدم اخرین باری که قدرتمندانه به دنبال شکار موش رفتی کی بود

اخرین باری که سرافراز از شکار موش به خانه بازگشتی کی بود

اخرین باری که با طبیعت خودت همراه بودی کی بود

اخرین باری که با مادر طبیعت همسو بودی کی بود

 

نکاهی تلخ به من انداخت و پوزخندی زد

و با صدایی لرزان گفت

ای ادمیزاده

اخرین باری که برای سیر کردن شکم خود به دنبال میوه بر بالای درختان و به دنبال ریشه ها در خاک جستجو می کردی کی بود

اخرین باری که سر در رودهای جاری پاک فرو کردی و اب نوشیدی کی بود

اخرین باری که با پاهای برهنه بر زمین پاک دویدی کی بود

اخرین بار ی که درختی را در اغوش گرفتی کی بود

اخرین باری که طلوع و غروب خورشید را نظاره کردی کی بود

اخرین باری که برهنه زیر اسمان پر ستاره شب خوابیدی کی بود

جلوتر امد و بویم کرد

دماغش را جمع کرد و کفت

ادمیزاده بو می دهی

بوی عفونت

بوی تنبلی و.تن پروری

بوی گوشت و مرغ هورمونی

بوی جوش شیرین و روغن پالم

بوی کورتون و انتی هیستامین

بوی انتی بیوتیک و بوی مسکن

بوی  مخدرها و الکل

بوی میوه ها و سبزی های مسموم سم خورده

 بوی خیانت و نامردی می دهی ادمیزاده

نگاه دردناکش را به من دوخت و گفت

چرا چرا اینکار را با ما و خودت کردی

جوابی نداشتم

جوابی نداریم

سرم را پایین انداختم

سرتان را پایین بیاندازید

گربه نحیف ادامه داد

ترستان از هوشیاری

هراستان از بیداری

خودت و خودتان

ما را و سایر گونه های این سیاره ابی زیبای را

فرو برد در

مغاک تیره توهم مبهم خلسه خواب الوده

فرو برد در گرداب سیاه توهم مبهم خلسه خواب الوده

فرو برد در حفره بی انتهای توهم مبهم خلسه خواب الوده

نه حرفی داشتم و نه دفاعی

پس

استعفا نمودم از مقام اشرفیت مخلوقات

استعفا نمودم

استعفا نمودم

دوستتان دارم

داوود امین الرعایا

Reikividya.blogfa.com