سلام

امیددارم که پرنور و حسینی باشید

 

در مورد عاشورا چند مطلب نوشتیم

اما تنها مشتی از خروار است هر چه بنویسیم نمی تواند گویای این حرکت بزرگ و نمادین باشد

 

ما در طی سالیان سال شاهد مراسم و رسوم خاص و حتی عجیبی بوده ایم که بسیاری از انها را به خاطر نااشنایی و دور بودن از دنیای متافیزیک تنها با نام خرافات می خوانده ایم

و افرادی هم که دو کلاس در یک دانشگاه خارجی درس خوانده  اند گوی سبقت را از همگنان ربوده و پرچم خرافات و خرافه را بر سر در هر رسم کهنی می زنند

و تنها چیزی که می توان به این روشنفکران از فرنگ گریخته زد این است که

بهتر نیست ظرفیت و توانایی درک خودتان از جهان پیرامونتان را بیشتر کنید و سپس به افاضه ادب بپردازید

چرا که سخنان و صحبتهای این دوستان عزیز بیگانه با دنیای انرژِی ها شنوندگانی دارد که عموما از قشر جوان هستند

و با نسبت دادن کلمه خرافات به این رسوم

یک نسل را از ریشه های دیرینه خویش جدا می کنند

بی انکه حتی نخی باریک برای وصل شدن به انها بدهند

بگذریم

در نقاط شمالی کشور مراسمی هست که انرا با نام قمه زنی می شناسیم

در این چند سال اخیر به خاطر گزارشهایی که از این مراسم توسط شبکه های خبری خارجی تهیه شد و به صورت گسترده در رسانه های خارجی پخش شد

مسیولان کشورمان تصمیم گرفتند که جلوی اجرا شدن این مراسم را بگیرند

و یک بار دیگر هم استعمار پیر تا حدودی موفق شد که نکته هایی بسیار پر ارزش را در جلوی چشمان نااگاه ما وارونه جلوه داده و با استفاده از حربه تبلیغات و بنگاههای خبر پراکنی اش یک حقیقت زیبا را به واقعیتی زشت تبدیل کند

و این پروسه چنان با دقت طرح ریزی و انجام شد که حتی خود من هم یکی از قربانیان ان اخبار بودم

و در ان زمان از اینکه عده ای نادان با زدن قمه و خنجر به سرشان باعث از بین رفتن ابروی مسلمانان و به خصوص ایرانیان می شوند بسیار ناراحت و شرمسار بودم

و با خود می گفتم که جهل تا کجا می تواند بر زندگی و اداب و رسوم یک ملت تاثیر بگذارد و انها را وادار کند تا به جسمشان که امانت الهی است اسیب برسانند

همانطور که می دانید در اسلام اسیب زدن به تن حرام است

 در دین بودایی معبدی هست که محل تجلی خداوند است

این معبد خاصیتی بسیار عجیب دارد

هر اجری که از این معبد کهنه  می شود و اسیب می بیند

به صورت کاملا خودبه خود ان اجر جایگزین می شود

هر گاه که کاشیکاری ها ی  روی سطح کم رنگ می شوند ویا اسیب می بینند سریعا با طرحی زیبا جایگزین می شوند

یکی از مشخصات این معبد داشتن دوازده دروازه برای ورود و خروج است               

یکی از خروجیها به سوی اسمان است که راهی برای فرود رشتگان و روح القدس به معبد است

و دیگری به زیرزمین معبد راه دارد

که در انجا گنجینه ای عظیم از دانش اعصار را در ان پنهان کرده اند

در ان محل است که مراسم هیروس گاموس انجام می شود

و در ان محل است که کلید تمام گنج های عالم خاکی دفن شده است

و شاید در پستی مفصل در مورد طبقات و دروازه های دیگر هم صحبت کنیم

 

و می شنیدم که در مراسم قمه زنی افرادی با نام و بهانه ستایش حسین خود را با قمه و خنجرهای نوک تیز زخمی می کنند

همه اینها در وجودم باقی بود

تا زمانی که پی به سویی دیگر از واقعیت موجود بردم

سویی که موجب ترس و وحشت پیر استعمار می شد

سویی که باعث شده بود تا او تمام رسانه ها و نیروهایش را به کار گیرد تا این مراسم را به هر نحوی شده از ریشه برکند

و تیر یکی از پیکانهایش ما دانشجویان بودیم که از انرژی ها و متافیریک هیچ نمی فهمیدیم

و تنها می فهمیدیم که تجدد و روشن فکری یعنی نفی همه چیزهای قدیمی

وقتی برای اولین بار فهمیدم که در این مراسم بعد از اینکه افراد داوطلب خود را با فمه زخمی می کنند

(دقیقا همان قسمتی که خارجی ها رویش تمرکز داشتند)

اتفاقات دیگری نیز رخ می دهد

فردا و یا پس فردای انروز بعد از اینکه فرد به حمام رفت و سرش را شست

دیگر هیچ اثری از زخم و خون ریزی در سر این افراد نیست

(همان قسمتی که همیشه مسکوت مانده است)

دو سال پیش که با اقای Alex forbito اشنا شدم پی به عظمت ایمان انسان و قدرت نیروهای نامریی بردم

ایشان به راحتی با کشیدن دست برروی شکم یک فرد شکم او را باز می کرد

دستش را به درون شکم فرو می برد

زواید و تومورها و کیست ها را بیرون می کشید

انها را داخل سطل اشغال می انداخت

دستی برروی پوست می کشید

و بدن فرد بدون هیچ گونه اثری از زخم و یا بریدگی به حالت طبیعی خویش بر می گشت

در ان زمان واقعا فکر می کردم که غیر از ایشان هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را انجام دهد

غافل از اینکه در کشور خودمان و بغل گوش خودمان نیروهایی بس عجیبتر در کالبد افراد برگزیده در جریان هستند

و تجلیات بیرونی این نیروهای درونی بسیار تکان دهنده تر از جراحی یک تومور و یا در اوردن اپاندیس است

 

ما می بینیم که با توجه به اسیب ندیدن سر و بدن این افراد در مراسم قمه زنی دیگر نمی توان انرا به عنوان یک کار صرفا فیزیکی در نظر گرفت

و از این جا است که می بایست بیشتر تحقیق کرد تا بدانیم در چه حالتی است که بدن ما که از گوشت و خون تشکیل شده در مقابل یک سلاح فلزی نوک تیز اسیب ناپذیر می شود

سلاحی که در مواقع عادی باعث زخمی شدن و حتی مردن فرد می شود

تحت فرمان چه نیرویی قرار می گیرد که در مراسمی خاص از اسیب زدن به بدنها امتناع می کند

ایا می توان گفت که خنچر هم شعور دارد؟

چه عاملی تعیین کنده این است که در این زمان نبرد و در زمانی دیگر ببرد؟

چه عاملی موجب می شود که یک زخم در سه ماه خوب بشود و همان زخم در دو روز؟

چه عملی باعث می شود که این زخمها هیچ گاه عفونت نکنند؟

اینها سوالاتی است که پزشکی غربی هیچ گاه به جوابهایش نخواهد رسید

و به علت همین جهلش است که ترس و وحشت  از این گونه مراسم دارد

و به هرگونه توجیه و تحریفی متوسل می شود تا بتواند ریشه این مراسم را خشک کند

 

شاید کسی بگوید من کسی را دیده ام که قمه زده است و زخم سرش هم خوب نشده است

شخصا تا به حال کسی را ندیده ام که خوب نشده باشد اما توجیهی برای این قضیه می تواند باشد

زمانی که فرد به نیتی متعالی اقدام به کارهایی خارق العاده می کند از سوی نیروهایی برتر که بر جسم و دنیای سه بعدی ما تسلط کامل دارند محافظت می شود

و همین نکته است که ان افراد را از دیگرانی که با نیتی غیر متعالی این کار را می کنند متمایز می کند

منظور من از غیر متعالی چیست؟

هر عملی که برای کسب تایید تحسین محبت  تشویق و هرگونه توجه انسانها  چه مثبت و چه منفی انجام شود

و منظورم از عمل متعالی هر عملی است :

که در ان سعی نباشد

برنامه ریزی نباشد

تفکر جایی نداشته باشد

اینده نگری موجود نباشد

دیگران چه می گویند و دیگران چه فکر می کنند نباشد

و ان عمل از مرحله  (بودن) جاری باشد

فرد به عنوان مجرایی برای ماهیتی برتر قرار می گیرد

و این ماهیت برتر یا نیروی برتر از بدن فرد به عنوان ابزاری استفاده می کند که دیگر افراد ظلمت نشین را به خود اورد و سپس ان امانت را سالم به صاحبش باز می گرداند

 

ما افراد بسیاری را دیدهایم که به ماورا و متافیزیک و هر چیزی بیشتر از پول دراوردن و روابط جنسی و ...  به  شدت تمام می خندیده اند

و تمام کسانی را که در این وادی بوده اند به باد تمسخر و ریشخند می گرفته اند

اما زمانی که با چشمان خودشان دیده اند که خنجری در جمجمه یک نفر فرو رفته است و سپس بیرون کشیده شده است

و هیچ گونه اثری از زخم و یا خون ریزی نیست

به خود لرزیده اند

و این لرزش ساختمانی  که آآآآززز در وجود ایشان علم کرده بود 

را ویران ساخته و به انها اجازه داده بود که بتوانند از پنجره ای دیگر به این جهان و رویدادهایش بنگرند

و این یعنی موفقیت همزمان دو نفر

یک راهنمای روحی قدرتمند و (بدن ذهنی) که خودش را با ایمان تام در اختیار ان پیر قرار داده است

و ان پیر در ازای این همکاری صادقانه بسی انرژی و برکت و نعمت و رحمت بر ان (بدن ذهن) جاری می سازد

این نیرو و این برکت همان عامل نادیدنی است که موجب شفای سریع زخمها و دگرگونی سریع شخصیتها و دگرگون شدن اینده فرد می شود

این نیرو و این برکت شفافا و سفید است که موجب می شود تا فرد بتواند به سرعت به ارزوها و امالش دست پیدا کند

این نیرو و این برکت است که به فرد این توانایی را می دهد تا از توانایی دیدن هاله ها و یا تله پاتی بهره مند گردد

این برکت است که موجب می شود دعاهای این فرد با سرعت بیشتری به صورت نعمت بازگشت کنند

و اینها تنها ذره ای از هزاران نکته ای است که وارد شدن برکت و انرژی به پیکر افراد موجب می شود

و ما دسته ای دیگر هم داریم

بعد از اینکه می بینند ان دسته اول چه قدر مورد احترام و عزت مردم هستند به فکر تقلید می افتند

انها نمی توانند نیت گروه اول را تقلید کنند اما می توانند اعمال و مراسم انها را به راحتی مانند میمونهایی بازیگوش تقلید کنند

و همین جا است که انها از همراهی نیروهای ماورایی محروم می مانند

چون به احتمال زیاد به وجود انها ایمان ندارند (البته اعتقاد دارند)

و می توانیم ببینیم که بعد از زدن قمه بر فرق سر مبارکشان خون و گوشت مانند ابنمای ایل گولی از کله هایشان بیرون می زند

و برای ترمیم هم به هم ارتعاشاتشان (دکترهای عزیز) نیاز دارند

و شاید دیدن همین گونه افراد سودجو که برای کسب احترام و تایید و تحسین دیگران دست به تقلید کورکورانه زده اند باعث شده است تا مقامات و مسیولان ما این مراسم را ممنوع اعلام کنند

 

اما ما می توانیم بدانیم که بودن این گونه مراسم که در ان از قدرتهایی مافوق قدرتهای بشر شهر نشین  استفاده  می شود

می تواند به عنوان راه حلی برای نشان دادن نیروهای ایمان و اعتماد مردممان به چیزهایی بیشتر از کتابها و داستانها استفاده شود

این مردمان اعتماد دارند که نیروی برتر انها را در مقابل زخم شمشیر حفظ می کند و بعد از مراسم انها

 دوستانشان و خانواده هایشان می بینند که به راستی نیرویی برتر انها را از زخم شمشیر حفظ کرده است

 

و ایمانی که بعد از این وارد وجود فرد می شود هدیه ای است که هیچ کس دیگری نمی تواند با حرفهایش و کتابهایش و کلاسهایش به او بدهد

او بعد از تجربه می تواند که با اعتماد کامل بگوید

خداوندا اداره عالی تمام امورم را به دستان پرتوان تو می سپارم

خداوندا گشایش و اسانی همه کارهایم را به لطف بی پایان تو میسپارم

و او بعد از گفتن این دو ورد کارساز

می سپرد

و رها می سازد

او تسلیم است

چون اعتماد دارد

و او مسلمان است

چون تسلیم است

چون در سلام  ( صلح ) به سر می برد

او حتی با تیغه تیز شمشیر هم در صلح است

ایا این فرد می تواند با کسی دشمن باشد؟

ایا این کس می تواند به کسی اسیب بزند؟

ایا این کس در زندگی اش اثری از نگرانی برای اینده و خشم از گذشته وجود دارد؟

او با یک مراسم غرق در اعتماد به چیزی برتر شده است

چیزی فراتر از خرد احمقانه جمعی

و این یک موفقیت بزرگ برای روح فردی است که در جستجوی معنویات به هر دری سر می زند

با این تفاصیل ایا می فهمیم که چرا کشورها و استعمارگران پیر طالب این هستند که این دسته از مراسم به فراموشی سپرده شوند

که مردم همواره و تنها از اعتماد و اتکال سخن بگویند

سخن بگویند و سخن وری کنند و ریا کنند و تظاهر

و نتوانند به محدوده عرفان عملی قدم بگذارند

که عارفان عمل گرا  الگوریتمی متفاوت با الگوریتم ذهنی خرد احمقانه جمعی دارند

 

شاید اینها را بخوانید و تعجب کنید که چرا از این دسته و مراسمشان دفاع می کنند

و به شما حق می دهم و خواهش می کنم که همچنان به تعجبتان ادامه دهید

و هر وقت که فرصت کردید یک سری به اینه بزنید و به قیافه متعجب خودتان بخندید

و بدانید که تنها یک راه برای فهمیدن این موارد وجود دارد

و ان راه در گروی کلمات من و امثال من نیست

می بایست بتوانید انرژی ها را احساس کنید

و انگاه است که می توانید به درون یک مراسم (فارغ از نام و مسلکش) بروید و بفهمید که در این جا نیرویی برتر جاری است یا تنها به دراوردن شکلک و ادا قناعت می کنند

 

داوود امین الرعایا

13 دی 1389

تبریز

شاه گلی